محمد اعظم خان ناظم جهان

124

قرابادين اعظم ( فارسى )

آن ساخته بندند كه براى تحليل و انضاج ماده نافع بود و بخور برگ نيم يا برگ سنبهالو نيز محلل اورامست و همچنين برگ پوپن و برگ عباسى نيم‌گرم كرده بستن مفيدست و چون آرد جو را در جغرات بپزند و اندكى ريوند چينى سوده آميزند و ضماد كنند در پختن اورام نهايت سودمند افتد و تخم مرو و تخم ريحان سوده در شير و عسل پخته ضماد كردن نيز ماده را مىپزاند و اگر خود منفجر نشود برگ نيم و نمك هر دو سائيده بر آن نهند و يا بآهن بشگافند دوائى معمول در شرا صفت آن اگر دموى باشد سرخ‌تر و گرم‌تر بود در روز شدت كند بعد فصد و تبريد گيرو پهتكرى هر دو سائيده بر بدن بمالند و آب نيم‌گرم بر بدن ريختن و كذا سبوس گندم و تخم خرپوزه سائيده بر بدن ماليدن و همچنين روغن گل و سركه و گلاب ماليدن بسيار فائده مىكند و اگر شرا بلغمى باشد سفيد بود و در شب شدت كند و سكنجبين همراه عرق عنب الثعلب و گلاب بخورند و آرد جو و تخم كرفس و سركه بمالند و يا نمك و ميدهء گندم بمالند و از شكر و اجواين تبخير كنند ايضا براى شراى دموى صفت آن عناب هفت دانه صندل سرخ صندل سفيد برگ حنا برم‌دندى نيل‌كنتهى گل مندى هريك سه ماشه شاهتره هفت ماشه سر پهوكا پنج ماشه پوست درخت كچنال يك توله شب در آب گرم تر كرده صبح ماليده صاف نموده شكر سفيد آميخته بنوشند ايضا نافع شرا صفت آن طين مغره بسكنجبين ساده خورند و سبوس اجواين يا گيرو و اجواين به سركه سائيده بر بدن ماليدن و كذا حب السمنه و گيرو ماليدن و كبابهء چينى يك درم سائيده با شكر سفيد سه درم آميخته چند كرت خوردن مفيد بود دواى نمله و آن بثور صفراوى باشد كه با حدت و التهاب بود صفت آن تنقيهء صفرا كنند و ماميثا و صندل و اقاقيا و رسوت و آب كاسنى سبز و آب عنب الثعلب سبز طلا كنند و اگر ماده شديد الحدت باشد به طلاى نرد طلا كنند و طلا نمودن از گل ارمنى و رسوت و كافور و سفيدهء تخم مرغ مفيد بود [ دوائى كه براى داخس نافع باشد ] دوائى كه براى داخس نافع باشد و آن ورم گرم بود كه در بيخ ناخن حادث گردد و درد شديد و ضربان قوى مىباشد و بساست كه بسبب آن ناخن ساقط مىشود و سبب آن التهاب دم غليظ باشد صفت آن بعد از فصد باسليق و چسپانيدن زلو و نضج ماده بمنضج بارد از مسهل بارد تنقيه كنند و از مازوى سبز و سركه در ابتدا طلا كنند و همچنين ضماد اسپغول با سركه كه از برف سرد كرده باشند نافع بود و وقتىكه درد شديد باشد بزر البنج و افيون و سركه طلا كنند و اگر اين تدبير فائده نكند روغن را بسيار گرم كنند و انگشت را در آن نهند و اگر ازين هم تحليل نشود ادويهء منضجه مانند تخم مرو و تخم كتان ضماد كنند پس آن را بشگافند و آنچه در وى باشد بيرون آرند پس ادويهء مدمله به كار برند ايضا نافع داخس صفت آن فريد بوتى سائيده سه بار بر آن بندند فورا درد را ساكن كند و گويند مچهيچهى را بر آن بندند از سايهء آن درد داخس مىگريزد [ دوائى كه براى ماشرا معمول‌ست ] دوائى كه براى ماشرا معمول‌ست و آن ورم دموى رو و پيشانىست كه با سرخى و خارش شديد مىباشد صفت آن بعد از فصد سر رو دوائى كه براى صداع دموى مذكور شد بدهند و اطليهء بارده طلا نمايند و اگر فائده نشود بعد از نضج بمنضج بارد از مسهل بارد تنقيه كنند دوائى ماشرا كه تمام روى و پيشانى را در گيرد صفت آن بابچى نيم پاؤ در بول گاو نازائيده سرخ‌رنگ بست و يك روز تر نمايند بعده خشك نموده با پوست نيم كهنه و پوست انجير دشتى هر يك نيم پاؤ سائيده سفوف سازند و با عرق حباو ده توله به قدر پنج ماشه خورده باشند و عرق را با شربت پاؤ سات ساده دو توله شيرين نمايند